دو قاصدک، دو پرنده
برای همسرم
هزار بار اگر عاشقم برای توام
هزار سال اگر ...، مست چشمهای توام
هزار قبله اگر ...، هر طرف که میچرخی
هزار گریه اگر ...، ابر مبتلای توام
دو قاصدک، دو پرنده، دو همسفر ... آری
کشانده عشق در این راه پا به پای توام
سفر غم است، سفر شادی است، داشته باش
هوای حال منی را که در هوای توام
تو ای همیشه دلیل وقوع زیبایی!
خوشا به من که نمودند آشنای توام
به گل ، به ماه، به باران، به هرچه زیبایی است
هزار بار اگر عاشقم، برای توام
بعد التحریر:
تعدادی از دوستان در پیام های شان به کلمه " اگر" در مصراع اول تأملاتی داشته اند. عرض می شود که " اگر" در این مصراع رویکرد کیفی ندارد و به عشق ارجاع داده نمی شود، بلکه همانند مصراع های دوم و سوم و چهارم کاربرد کمی دارد و به هزار بر می گردد. در واقع یعنی: اگر هزار بار ... فقط یک جابه جایی در ارکان جمله است.