در روزهای پایانی سالی که به نام مولانا مزین شده بود، یعنی روزهای ششم و هفتم جدی برای شرکت در جشنواره­ای که به این مناسبت از طرف والی بلخ برگزار می­شد­ به این ولایت رفتم. دیدار از شهر مزار شریف و شهر باستانی بلخ همیشه برایم آرزویی بزرگ بود. شهر مزار شهر زیبایی است که آهنگ سازندگی در آن بسیار بیشتر از کابل و دیگر شهرها به چشم می­خورد. در هنگام ورود به این شهر مدام فضای داستان­های دوست نازنینم محمد حسین محمدی برایم تداعی می­شد و لوکیشن­های داستان­های او را می دیدم: پل تصدی، دروازه جمهوریت، پارک فردوسی، روضه مبارک... و روضه مبارک با معماری شگفت و حیرت انگیزش. اما شهر باستانی بلخ جاذبه­های دیگری دارد. شهری که زادگاه فرهنگ و تمدن و زبان فارسی است. شهری که جمشید یا به گویش بومی این حوالی یما شاه افسانه­ای آریایی­ها در این شهر تاج شاهی بر سر نهاده و روز نوروز را بنا نهاده است. شهری که زردشت در دامان آن به دنیا آمده و دعوت نیکی­های جاودانه­اش را از آنجا آغاز کرده است.

در بلخ خانه زادگاه مولانا و خانقاه پدرش، مقبره خواجه ابونصرپارسا بزرگمرد عرفان و رابعه بلخی و انوری ابیوردی و بسیاری دیگر از مفاخر تاریخ و تمدن فارسی، معبد نوبهار یا معبد زردشت هنوز برجای مانده و هرکدام دنیایی از راز و رمز و شگفتی را با  خود به همراه دارد. نقش و نگارهای معبد نوبهار به قدری زیبا است که هوش از سر بیننده می­برد. 

از دیوار سه هزار ساله شهر تا چنارهای کهن عظیم­الجثه و تا کاشی­هایی که مشابه آنها را در هیچ کجای دنیا نمی­توان یافت همه و همه ارزش تاریخی بی­نظیری دارند که تا به حال هیچ دولتی در افغانستان قدر آنها را ندانسته و از آنها استفاده نتوانسته ­است.

 

روضه شریف

روضه شریف

 

خانه مولانا

 خانه مولانا

 

 

معبد نوبهار

معبد نوبهار

 

 

مقبره خواجه ابونص پارسا

مقبره خواجه ابونصر پارسا

 

 

مناره مقبره خواجه ابونصر

مناره مقبره خواجه ابونصر

 

 

بلخ

 

بلخ