برای همسرم
هزار بار اگر عاشقم برای توام
هزار سال اگر ...، مست چشمهای توام
هزار قبله اگر ...، هر طرف که میچرخی
هزار گریه اگر ...، ابر مبتلای توام
دو قاصدک، دو پرنده، دو همسفر ... آری
کشانده عشق در این راه پا به پای توام
سفر غم است، سفر شادی است، داشته باش
هوای حال منی را که در هوای توام
تو ای همیشه دلیل وقوع زیبایی!
خوشا به من که نمودند آشنای توام
به گل ، به ماه، به باران، به هرچه زیبایی است
هزار بار اگر عاشقم، برای توام
بعد التحریر:
تعدادی از دوستان در پیام های شان به کلمه " اگر" در مصراع اول تأملاتی داشته اند. عرض می شود که " اگر" در این مصراع رویکرد کیفی ندارد و به عشق ارجاع داده نمی شود، بلکه همانند مصراع های دوم و سوم و چهارم کاربرد کمی دارد و به هزار بر می گردد. در واقع یعنی: اگر هزار بار ... فقط یک جابه جایی در ارکان جمله است.
این نوشتهای از من است که در شماره ۳۴۶ روزنامه « هشت صبح» چاپ شده است. نوشته را در متن روزنامه میتوانید از اینجا مشاهده نمایید
اگر در جوار خانه ما همسایهای ساکن باشد که مدام ما و خانوادهمان را مورد آزار و اذیت قرارداده و برای ما مزاحمت خلق کند و به هیچ عنوان هم از کارهایش دست بردار نباشد، آخرین کاری که ما میتوانیم این است که خانهمان را تغییر داده و به جای دیگری نقل مکان کنیم. این آخرین راه حل معقول و عملی برای خلاصی از شر چنین همسایهای هست. اما اگر کشور ما دارای چنین همسایهای باشد چه کار می توانیم بکنیم؟ آیا می توانیم کشورمان را از جای فعلیاش برداشته در نقطه دیگری از کره زمین بگذاریم و در جغرافیای دیگری با کشورهای دیگری همسایه شویم؟
سابقه دخالتهای گسترده مستقیم و غیرمستقیم همسایهای به نام پاکستان در کشور ما و آزار و اذیتهایی که ملت ما از این همسایه متحمل شده فراتر از عمر من و عمر نسل من است. در زمانی که افغانستان مورد هجوم ارتش سرخ قرار گرفت، پاکستان با استفاده از وضعیت پیش آمده و در پوشش کمک به مبارزه مردم افغانستان بر ضد اشغالگران به ایجاد و تحکیم زمینههای نفوذ و دخالتهای بلند مدت خود در افغانستان پرداخت.
در همان زمان هم میشد با اندکی دقت به نیت سوء پاکستان و عدم صداقت این کشور در گفتار و کردارش پی برد. تفرقهاندازیهای عوامل اطلاعاتی و استخباراتی پاکستان در صفوف مجاهدین که به صورت درگیریهای داخلی بین احزاب جهادی بروز میکرد از نمونههای اقدامات سوء پاکستان در آن برهه است. پاکستان تمام کمکهای تسلیحاتی و نقدی و جنسی جهانیان به مردم افغانستان را در اختیار گرفته و حجم زیادی از آن را به مصارف خود میرساند. آن مقداری را هم که میخواست به مقصد اصلیاش برساند، به صورت گزینشی به احزاب و گروهها تقسیم کرده و بیشتر آنها را به سمت آنکه خود میخواست کانالیزه میکرد.
اینها علاوه بر امکاناتی بود که خود مستقیم به عنوان پاداش و کمک به جهت همراهی با مبارزه مردم افغانستان از جامعه جهانی دریافت میکرد و جایگاه سیاسی و نظامی و اقتصادی خود را استحکام میبخشید. اینکه پاکستان امروز دارای سلاح اتمی است درصد بالایی از آن پاداش شراکت پاکستان در مقابله مردم افغانستان با کمونیسم است.
اقدامات پاکستان در دوران بعد از خروج روسها و سقوط حکومت داکتر نجیب و حجم مداخلاتش در دوران جنکهای داخلی و تجاوز آشکارش در قالب گروهک طالبان بر هیچ کسی پوشیده نیست. در دوران طالبان آنها دست به تاراج گسترده منابع افغانستان زدند. معادن ما را تصفیه ناشده در توبرهشان انداخته و بردند. موزیمهای ما را غارت کردند. جنگلهای ما را برهنه کردند و حتی از استخوانهای ما نیز نگذشتند.
امروز هم امواج شدید ترور، انتحار و دهشت افکنی ارمغان همسایگی پاکستان برای دوران بازسازی افغانستان است.
در صد بالایی از بلایایی که امروزه مردم افغانستان با آنها دست به گریبان هستند، بلایایی مانند اختلافات قومی و زبانی، ناامنی، رواج کشت مواد مخدر، عدم تثبیت زیربناهای توسعه اقتصادی و اجتماعی و ... همه و همه از اقدامات بداندیشانه پاکستان نشأت میگیرد. به راستی پاکستان از جان ما چه میخواهد؟ چرا با مردمی که جز خیر برایشان نداشته چنین معاملهای را در پیش گرفتهاند؟
رؤیای تنبیه کردن پاکستان آرزوی اکثریت مردم افغانستان است اما دولت افغانستان نه به لحاظ امکانات نظامی و نیروی انسانی توان مقابله با پاکستان را دارد و نه به لحاظ دیپلوماسی توانایی همراه کردن افکار جامعه جهانی با افغانستان و برانگیختن اعتراض مجامع جهانی به پاکستان را دارد.
اگرچه در چنین شرایطی تحقق این رؤیا غیرممکن است اما محال نیست. در صورتی که مردم ما از تمامی اقوام و اقشار بر این خواسته به جد متفق باشند و اگر دولت ما از تمامی امکانات و مکانیسمهای موجود در سیاست جهانی برای برآوردن خواستههای به حق مردمش استفاده کند، تنبیه پاکستان که از نقاط ضعف بسیاری هم رنج میبرد کار چندان دشواری نیست.